ادعای روشنفکری !.!

برای من نوشتن مثل غذا خوردن مثل بسیاری از احتیاجات غریزی وانسانی است .عده ای از صبح تا شام حرف میزنند عده ای ساکت هستند وخیلی کم حرف میزنند عده ای راجع به موضوعات خاصی حرف میزنند ودر این میان عده ای مینویسند وگاهی هم حرف می زنند من فکر میکنم جز این دسته اخری باشم  . حرف زدن ونوشتن نه ملاک قطعی رفتار بر ان نوشته است ونه مجری وحاکم بلامنازع بر اعمال ادمی . اگر دکتری نسخه ای برای بیماری نوشت بر اساس اطلاعات پزشکی اش مینویسد که انرا در مدار تحصیل وتجربه واموزش اموخته است  یک پزشک ودکتر خوب میداند که چربی  زیاد برای بدن بد است سیگار کشیدن خطر قلبی وجانی دارد اما بسیاری از همین پزشکان هم چاق هستند وهم سیگار میکشند  یعنی خیلی وقت ها پزشکان که درک روشنی از بیماری وموارد خطر در ان دارند خود رعایت نمی کنند اما کسی نمی تواند به انها بگوید تو چون این کار میکنی من نظرت در مورد سیگار والکل وچربی وموارد خطر زا قبول ندارم .چون ان اطلاعات از تفکری حکایت ودلالت دارد که مبنایی علمی ومنطقی دارد اما رفتار دکتر مورد نظر به توان واحساس ان مربوط است که گاه بر خلاف انچه منطقی است در رفتار شخصی اش ظاهر میشود ایا ما میتوانیم به همین دلیل حکم طبابت را از ایشان بگیریم وبگوئیم چون تو دکتر هستی وطبیب حق نداری سیگار بکشی مشروبات الکلی بخوری غذاهای سرخ کردنی بخوری و.... من فکر میکنم در حوزه روشنگری وروشنفکری همین بحث ادامه خواهد یافت

اگر بخواهیم تعریف ساده وعامه پسندی از روشنفکر بدست دهیم با ید بگویئم روشنفکر ازاد اندیشی است که از قضا وقدر میگریزد  در بند تعصب  مذهبی وسیاسی نباشد بدنبال وبه قصد جذب وجلب منافع مادی برای خودش نباشد منافع عموم جامعه را بر منافع فردی ترجیح بدهد وبر منافع عمومی جامعه تاکید داشته باشد واز عناصر ومنابع روشنگری ودانش روز بهره جوید واطلاعات مفید وانسانی در اختیار افراد وعلاقمندانش قرار دهد .   نه چون فقیری تمام عمر در بند نان وشکم باشد نه چون خوش گذرانی همه عمر به فکر انباشتن وشکمخوارگی باشد.  این تعریف از روشنفکر جامع نیست وخیلی کلی ومختصر گفتم تا بدانجا برسم که اشتباه نشود که اگر فرهاد ابراهیم پور در این سایت مطلبی مینویسد وجایی به موضوعی سخن میراند ادعای روشنفکری دارد وخودرا مبرا از همه نواقص انسانی میداند نه چنین چیزی نیست من هم مانند شما هستم اما جایی دارم که مینویسم وزبانی که میتوانم با ان به موضوعاتی اشاره کنم که گاه شما می پسندید وشاید هم نپسندید این را به حساب منزه وبی بدیلی من نگذارید واین را اضافه کنم که هیچگاه متن را با شخص یکی نپندارید که متن جوهر ش را از دانایی ودانش و خلاقیت میگیرد اما شخص توامان احساس وتفکر است که گاه همسان وهمراه در اغوش هم تنیده اند وگاه به دشواری همدیگر را تحمل میکنند .همین وبس
فرهاد ابراهیم پور (محمودا ) - 23.9.2009