اوز فارس
دلمشغولی های یک اوزی
داستان کوتاه
خ
وش اقبال
اثر انتوان چخوف
-
ق
طار مسافري از ايستگاه بولوگويه كه در مسير خط راه آهن نيكولايوسكايا قرار دارد به حركت در آمد. در يكي از واگنهاي درجه دو كه « استعمال دخانيات » در آن آزاد است ، پنج مسافر در گرگ و ميش غروب ، مشغول چرت زدن هستند. آنها دقايقي پيش غذاي مختصري خورده بودند و اكنون به پشتي نيمكتها يله داده و سعي.......
.ادامه داستان
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 10:56 توسط فرهاد محمودا |
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
بهمن ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهریور ۱۳۸۸
مرداد ۱۳۸۸
تیر ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
اردیبهشت ۱۳۸۸
فروردین ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
دی ۱۳۸۷
آذر ۱۳۸۷
آبان ۱۳۸۷
مهر ۱۳۸۷
شهریور ۱۳۸۷
پیوندها
انجمن ادبی تائب اوز
انجمن ادبی شهر خنج
کهنه اوز
شعر لامرد
احمد محمودی
صحبت نوگراش
لطیفی
شهرجویم
فیشور
زروان صحرای باغ
با شاعر صادق رحمانی
گپ ولپ (عنایت الله نامور)
محلچه اوز
محمد خواجوی -اوز
اسرا(نسرین الماسی) اوز
فردایی بهتر برای شهرم (( لار ))
BLOGFA.COM