چه بکنم چه نکنم؟
چه بکنم چه نکنم؟دیروز که تعطیل بودم یکسری رفتم بازار مرشد واوزیها وبازار سبخه تا هم هوایی تازه کنم وهم سری به دوستان واشنایان وهمشهریان بزنم در مسیری که با ماشین میرفتم سمت بازار وان هم مرکز بازار دبی مثل سابق نه تنها شلوغ نبود بلکه با کمترین ترافیک رسیدم بازار مرشد. البته پارک پولی کنار خیابان جا نبود چون دیروز تعطیل بود وپارکینگ هم مجانی برای همین انتظار اینکه پارک گیرت بیاد از محالات بود برای همین رفتم پارکینگ چند طبفه ای شهرداری ( بلدیه ) که روبروی عبره است نه تنها برخلاف همیشه شلوغ نبود بلکه تا دلت هم میخواست در طبقه پنج وشش پارک بود عکس ان را میتوانید در ادامه ببینید بعد از پارک رفتم راسته ظرف فروشی ها وبا چند نفر همشهری سلام وعلیکی کردم از انجا رفتم سمت بازار اینه ای که روز قبل از ان مرحوم هاشم نورالله فوت کرده بود واز مغازه دارن قدیمی ان راسته بود بازار مثل سابق نبود با وجود که اخر سال بود وبعضی ها برای سال جدید هم خرید میکنند بازار رونق چندانی نداشت بیشتر افراد معتقد بودند که این افت بازار باز هم ادامه خواهد داشت انهایی که مغازه دار بودند وضعیت پیش امده را نمی توانستند با تمام ابعادش درک کنند چون هنوز فکر میکنند که این جریان فقط چند صباحی طول میکشد ومثل سابق باز از سال جدید رونق به بازار برمیگردد عده ای هم از همشهریان درک روشنتری از اوضاع دارند وسعی میکنند با توجه به موقعیت کنونی به داد وستد بازار بپردازند بعضی ها میگن الان زمان جنس خریدن هست وچین جنس هایش را ارزان کرده عده ای میگویند اگر ما الان جنس بخریم از کجا معلوم باز هم ارزانتر نشود. قیمت برنج از چند مغازه ای که سوال کردم نزدیک به 10تا 30درصد ارزانتر شده بود گونی 40کیلویی از 370درهم امده بود گونی 280درهم نزدیک به صد درهم اما فروشنده باز مینالید که با این وجود باز هم مشتری نیست روغن بیست لیتری از 110به 90رسیده اما باز هم مشتری نیست . انهایی که توان مالی بالایی در بازار ندارند مجبور میشوند یواش یواش اجناس خودرا ارزانتر بدهند تا جوابگوی مخارج وهزینه های خود باشند. دوستی میگفت نه تمایلی دارم بیایم مغازه چون میدانم وضع بازار خراب است ومشتری هم در بازار نیست ونه میتوانم نیایم چون هزینه زندگی واجاره خانه واجاره مغازه مجال نمی دهد که یک دم راحت به اینده فکر کنم مرتب در این فکر هستم که چه بکنم چه نکنم29.12.2008
+ نوشته شده در سه شنبه دهم دی ۱۳۸۷ ساعت 15:37 توسط فرهاد محمودا
|